Skip to main content

انجمن واردکنندگان فرآورده های آرایشی بهداشتی ایران

ثبت سفارش و تخصیص ارز در واردات محصولات آرایشی؛ گلوگاه جدید تجارت رسمی چیست؟

ثبت سفارش و تخصیص ارز در واردات محصولات آرایشی؛ گلوگاه جدید تجارت رسمی چیست؟

ثبت سفارش و تخصیص ارز در سال ۱۴۰۵ به یکی از تعیین‌کننده‌ترین مراحل زنجیره واردات کالا در ایران تبدیل شده است؛ مرحله‌ای که می‌تواند فاصله میان تصمیم تجاری یک شرکت و ورود واقعی کالا به بازار را از چند هفته به ماه‌ها افزایش دهد. در صنعت آرایشی و بهداشتی، اهمیت…

- اندازه متن +

ثبت سفارش و تخصیص ارز در سال ۱۴۰۵ به یکی از تعیین‌کننده‌ترین مراحل زنجیره واردات کالا در ایران تبدیل شده است؛ مرحله‌ای که می‌تواند فاصله میان تصمیم تجاری یک شرکت و ورود واقعی کالا به بازار را از چند هفته به ماه‌ها افزایش دهد. در صنعت آرایشی و بهداشتی، اهمیت این موضوع حتی بیشتر است، زیرا واردکننده تنها با مسئله تأمین مالی خرید خارجی مواجه نیست و باید مجموعه‌ای از الزامات تجاری، ارزی، قانونی، گمرکی و نظارتی را نیز پشت سر بگذارد.

برای واردکننده‌ای که با یک شرکت خارجی قرارداد دارد، زمان بخشی از هزینه واقعی تجارت است. هر روز تأخیر می‌تواند به معنای خواب سرمایه، تغییر نرخ ارز، افزایش هزینه حمل، تغییر قیمت تأمین‌کننده خارجی یا از دست رفتن یک فرصت فروش باشد. اگر کالا نیز محصولی با تقاضای مستمر باشد، طولانی شدن فرآیند واردات ممکن است به کمبود موجودی در بازار و در نهایت افزایش قیمت برای مصرف‌کننده منجر شود.

از این منظر، مسئله فقط این نیست که آیا یک شرکت می‌تواند کالای موردنظر خود را وارد کند یا نه؛ مسئله اصلی این است که با چه سرعت، چه هزینه و با چه میزان پیش‌بینی‌پذیری می‌تواند آن را وارد کند.

در چنین شرایطی، انجمن واردکنندگان فرآورده‌های بهداشتی، آرایشی و عطریات ایران می‌تواند به‌عنوان یکی از نهادهای صنفی مرتبط با این زنجیره، محل انعکاس چالش‌های فعالان رسمی بازار و پیگیری مسائل ساختاری تجارت این گروه کالا باشد.

ثبت سفارش چرا به نقطه آغاز تجارت رسمی تبدیل شده است؟

ثبت سفارش صرفاً یک عملیات اداری در سامانه نیست؛ در عمل یکی از نقاطی است که تصمیم تجاری واردکننده را به فرآیند رسمی واردات متصل می‌کند. اطلاعات مربوط به کالا، ارزش، فروشنده، کشور مبدأ، نوع معامله و سایر مشخصات باید در چارچوب مقررات مربوط ثبت شود تا فرآیندهای بعدی امکان حرکت پیدا کنند.

اهمیت این مرحله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم هرگونه خطا در اطلاعات ثبت سفارش می‌تواند در مراحل بعدی مشکلات زنجیره‌ای ایجاد کند. اختلاف در مشخصات کالا، کد تعرفه، ارزش، اطلاعات فروشنده یا سایر اطلاعات پرونده ممکن است به اصلاح، توقف یا تأخیر در مراحل بعدی منجر شود.

به همین دلیل، کیفیت ثبت سفارش از همان ابتدا روی سرعت کل فرآیند اثر دارد. واردکننده‌ای که پرونده را بدون بررسی دقیق اطلاعات ثبت کند، ممکن است در ادامه با مشکلی مواجه شود که اصلاح آن بسیار پرهزینه‌تر از جلوگیری اولیه بوده است.

چرا تخصیص ارز به گلوگاه تبدیل شده است؟

مسئله اصلی زمانی پیچیده‌تر می‌شود که ثبت سفارش با تأمین ارز پیوند می‌خورد. واردکننده باید علاوه بر انجام تشریفات تجاری، مسیر تأمین مالی خرید خارجی را نیز مدیریت کند. در ساختار فعلی تجارت ایران، ارتباط میان سامانه جامع تجارت، بانک عامل، بانک مرکزی و بازار رسمی ارز باعث شده است وضعیت درخواست ارزی به یکی از متغیرهای مهم برنامه‌ریزی واردات تبدیل شود.

در سال‌های اخیر، فعالان تجاری با مفاهیمی مانند صف تخصیص، درخواست تخصیص، تأیید بانک مرکزی، منشأ ارز و روش‌های مختلف تأمین ارز روبه‌رو شده‌اند. گزارش‌های تخصصی مربوط به فرآیند واردات نیز تخصیص ارز را یکی از پیچیده‌ترین مراحل چرخه واردات معرفی می‌کنند.

تغییرات سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد این حوزه همچنان در حال بازتنظیم است. برای نمونه، در خرداد ۱۴۰۵ مسیرهای مرتبط با معاملات مستقیم و غیرمستقیم مرکز مبادله ارز و طلای ایران از یکدیگر تفکیک شد تا درخواست‌های تخصیص ارز براساس روش معامله مسیر مشخص‌تری پیدا کنند.

این تغییرات از یک سو می‌تواند به شفاف‌تر شدن فرآیند تأمین ارز کمک کند، اما از سوی دیگر برای واردکننده‌ای که با یک نظام در حال تغییر مواجه است، هزینه یادگیری و انطباق ایجاد می‌کند.

مشکل اصلی؛ زمان غیرقابل پیش‌بینی

برای یک شرکت واردکننده، هزینه تجارت فقط قیمت کالا، حمل و تعرفه نیست. «زمان» نیز بخشی از قیمت تمام‌شده است.

فرض کنیم یک شرکت سفارش محصولات آرایشی خود را در ابتدای یک فصل ثبت کرده باشد، اما فرآیند تأمین ارز و واردات چند ماه طول بکشد. در این فاصله ممکن است فصل فروش محصول به پایان برسد، کمپین تبلیغاتی برنامه‌ریزی‌شده کارایی خود را از دست بدهد یا رقیب محصول مشابه را زودتر به بازار عرضه کند.

این مسئله در محصولاتی که به ترندهای مصرف‌کننده وابسته‌اند اهمیت بیشتری دارد. بازار زیبایی سریع تغییر می‌کند و چرخه عمر برخی محصولات کوتاه است. بنابراین تأخیر در واردات صرفاً یک تأخیر لجستیکی نیست؛ می‌تواند مستقیماً به کاهش ارزش تجاری محموله منجر شود.

ثبت سفارش و تخصیص ارز چگونه بر قیمت نهایی اثر می‌گذارند؟

اثر این دو مرحله فقط در پشت صحنه واردات باقی نمی‌ماند. هر هزینه‌ای که به دلیل تأخیر یا عدم قطعیت به زنجیره واردات اضافه شود، در نهایت باید توسط یکی از حلقه‌های زنجیره جذب شود.

واردکننده ممکن است بخشی از هزینه را از حاشیه سود خود پرداخت کند، اما در یک بازار رقابتی و تورمی، امکان انتقال تمام این هزینه‌ها به مصرف‌کننده محدود نیست. در نتیجه، اگر زمان واردات افزایش پیدا کند، شرکت ممکن است ناچار شود قیمت محصول را اصلاح کند، سفارش بعدی را کوچک‌تر کند یا موجودی بیشتری را از قبل تأمین کند.

افزایش موجودی نیز سرمایه در گردش بیشتری می‌خواهد. بنابراین چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن عدم قطعیت ارزی، نیاز به سرمایه بیشتر را افزایش می‌دهد و سرمایه بیشتر نیز هزینه مالی کسب‌وکار را بالا می‌برد.

این همان هزینه پنهانی است که در نگاه اول در قیمت یک محصول آرایشی دیده نمی‌شود.

چرا واردکننده به پیش‌بینی‌پذیری بیشتر از سرعت صرف نیاز دارد؟

ممکن است تصور شود اگر فرآیند واردات سریع شود، تمام مشکل حل خواهد شد؛ اما از نگاه اقتصادی، پیش‌بینی‌پذیری حتی گاهی مهم‌تر از سرعت است.

شرکتی که بداند فرآیند واردات مثلاً در یک بازه مشخص انجام خواهد شد، می‌تواند قرارداد خارجی، برنامه فروش، تبلیغات، موجودی انبار و جریان نقدی خود را براساس آن تنظیم کند. اما اگر زمان‌بندی دائماً تغییر کند، برنامه‌ریزی تجاری دشوار می‌شود.

در همین شرایط است که تفاوت میان «فرآیند کوتاه» و «فرآیند قابل پیش‌بینی» اهمیت پیدا می‌کند. حتی اگر یک فرآیند نسبتاً طولانی باشد، در صورتی که زمان آن قابل پیش‌بینی باشد، شرکت می‌تواند هزینه آن را در مدل اقتصادی خود لحاظ کند. مسئله زمانی بحرانی می‌شود که هیچ برآورد قابل اتکایی از زمان نهایی وجود نداشته باشد.

تغییر مقررات؛ هزینه‌ای که نباید نادیده گرفت

یکی دیگر از چالش‌های تجارت رسمی، تغییر مداوم دستورالعمل‌ها و رویه‌هاست. در سال ۱۴۰۵ نیز مجموعه‌ای از اسناد و بخشنامه‌ها درباره سهمیه‌های ارزی، ثبت سفارش و روش‌های تأمین ارز منتشر شده است. برای نمونه، وزارت صمت برای فصل بهار ۱۴۰۵ اسناد مربوط به فعال‌سازی سهمیه‌های ارزی حوزه‌های بازرگانی و تولیدی را ابلاغ کرده است.

همچنین اسناد مربوط به واردات بدون انتقال ارز و فهرست تعرفه‌های مشمول نیز در سال ۱۴۰۵ منتشر شده‌اند.

برای سیاست‌گذار، چنین تغییراتی ممکن است ابزار مدیریت منابع ارزی باشد؛ اما برای شرکت، هر تغییر مقررات به معنای نیاز به بررسی مجدد فرآیند داخلی است. این موضوع زمانی پیچیده‌تر می‌شود که شرکت هم‌زمان با چند قلم کالا، چند تأمین‌کننده و چند محموله کار می‌کند.

صنعت آرایشی چرا به ثبات فرآیند واردات حساس‌تر است؟

ثبت سفارش و تخصیص ارز در واردات محصولات آرایشی؛ گلوگاه جدید تجارت رسمی چیست؟
ثبت سفارش و تخصیص ارز در واردات محصولات آرایشی؛ گلوگاه جدید تجارت رسمی چیست؟

در صنعت آرایشی، موجودی کالا اهمیت زیادی دارد. برند زمانی می‌تواند شبکه فروش خود را حفظ کند که محصول مورد تقاضای مشتری در زمان مناسب در بازار موجود باشد.

کمبود موجودی یک محصول پرفروش می‌تواند مشتری را به سمت برند رقیب سوق دهد. این مسئله به‌خصوص برای محصولاتی مانند عطر، محصولات مراقبت از پوست، شامپو، محصولات تخصصی مو و کالاهایی که مصرف دوره‌ای دارند اهمیت دارد.

از سوی دیگر، شرکت‌های رسمی معمولاً برای ایجاد بازار یک برند هزینه بازاریابی می‌کنند. اگر کالا به دلیل مشکل در زنجیره واردات برای مدت طولانی در دسترس نباشد، بخشی از هزینه‌ای که برای ساخت تقاضا انجام شده است، بازده مورد انتظار را نخواهد داشت.

به همین دلیل، سیاست ارزی و فرآیند واردات در صنعت زیبایی مستقیماً با مسئله برند، فروش و وفاداری مشتری پیوند دارد.

آیا مسیرهای جدید تأمین ارز می‌توانند مشکل را حل کنند؟

تغییر مسیرهای تأمین ارز می‌تواند بخشی از مشکل را کاهش دهد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند تمام گلوگاه‌های تجارت را از بین ببرد. زمانی که یک مسیر جدید معرفی می‌شود، شرکت باید بداند دقیقاً چه نوع معامله‌ای مشمول آن است، چه شرایطی دارد، چه مدارکی نیاز دارد و فرآیند آن از چه مرحله‌ای آغاز می‌شود.

برای نمونه، تفکیک معاملات مستقیم و غیرمستقیم در مرکز مبادله در سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که سیاست‌گذار به سمت دسته‌بندی دقیق‌تر روش‌های تأمین ارز حرکت کرده است.

اثر نهایی این سیاست به نحوه اجرای آن بستگی دارد. اگر مسیرها روشن، قابل ردیابی و دارای زمان‌بندی مشخص باشند، می‌توانند هزینه عدم قطعیت را کاهش دهند؛ اما اگر فرآیند برای فعال اقتصادی همچنان پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی باشد، بخشی از مشکل پابرجا خواهد ماند.

نقش بانک عامل در زنجیره واردات

یکی از حلقه‌هایی که گاهی در تحلیل فرآیند واردات کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بانک عامل است. واردکننده صرفاً با یک سامانه و یک نهاد مواجه نیست؛ بخشی از مسیر تأمین ارز از تعامل میان بانک عامل، درخواست ارزی و نهادهای مرتبط عبور می‌کند.

در نتیجه، کیفیت و سرعت انتقال اطلاعات میان این حلقه‌ها اهمیت زیادی دارد. اگر داده‌ای در یک مرحله نیاز به اصلاح داشته باشد، بازگشت پرونده میان چند سامانه و نهاد مختلف می‌تواند زمان فرآیند را افزایش دهد.

برای شرکت‌های کوچک و متوسط، این مسئله اهمیت بیشتری دارد، زیرا معمولاً منابع انسانی و تخصصی محدودی برای پیگیری روزانه پرونده‌های ارزی دارند.

تجارت رسمی در برابر بازار غیررسمی

هرچه هزینه و عدم قطعیت تجارت رسمی افزایش پیدا کند، یک خطر اقتصادی مهم‌تر شکل می‌گیرد: افزایش جذابیت بازار غیررسمی.

این مسئله به معنای آن نیست که تمام کالاهای خارج از مسیر رسمی الزاماً تقلبی هستند یا تمام واردات رسمی کیفیت یکسانی دارند؛ بلکه از منظر اقتصادی، اختلاف میان هزینه فعالیت رسمی و غیررسمی می‌تواند رفتار فعالان بازار را تغییر دهد.

واردکننده رسمی باید هزینه‌های ثبت سفارش، تأمین ارز، رعایت مقررات، کنترل‌های نظارتی، انبارداری، مالیات و سایر هزینه‌های قانونی را مدیریت کند. اگر کالای رقیب از مسیری وارد بازار شود که بخشی از این هزینه‌ها را نداشته باشد، رقابت از حالت عادی خارج می‌شود.

در چنین شرایطی، تسهیل تجارت رسمی فقط به نفع واردکننده نیست؛ بلکه می‌تواند یکی از ابزارهای کاهش انگیزه برای فعالیت غیررسمی باشد.

گلوگاه واقعی کجاست؟

پاسخ را نمی‌توان تنها در یک سامانه یا یک نهاد جست‌وجو کرد. گلوگاه اصلی در اتصال چند مرحله به یکدیگر قرار دارد: ثبت سفارش، بررسی اطلاعات کالا، مجوزهای مرتبط، درخواست و تخصیص ارز، تأمین ارز، حمل، اظهار، ترخیص و ورود به شبکه توزیع.

هر مرحله اگر از مرحله قبلی جدا باشد یا اطلاعات آن به‌صورت کامل منتقل نشود، زمان کل فرآیند افزایش پیدا می‌کند.

به همین دلیل، اصلاح یک بخش بدون اصلاح ارتباط میان بخش‌ها ممکن است اثر محدودی داشته باشد. یک ثبت سفارش سریع زمانی ارزشمند است که فرآیند ارزی و گمرکی نیز بتواند متناسب با آن حرکت کند.

آینده واردات؛ حرکت از کنترل اداری به مدیریت ریسک

مسیر آینده تجارت رسمی احتمالاً به سمت سیستم‌هایی حرکت خواهد کرد که به جای کنترل‌های تکراری، از داده برای مدیریت ریسک استفاده کنند. واردکننده‌ای که سابقه مشخص، اطلاعات تجاری معتبر و عملکرد منظم دارد، می‌تواند در یک نظام هوشمند با فرآیند متفاوتی نسبت به پرونده‌ای با ریسک بالا مواجه شود.

دیجیتالی شدن ارتباط میان سامانه‌های تجاری، بانکی و گمرکی نیز می‌تواند بخش مهمی از این تحول باشد. هدف نهایی چنین سیستمی کاهش اصطکاک، حذف ورود چندباره اطلاعات و افزایش قابلیت پیگیری پرونده است.

برای صنعت آرایشی و بهداشتی، این تحول اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سرعت عرضه، ثبات موجودی و پیش‌بینی‌پذیری قیمت مستقیماً با سلامت شبکه توزیع مرتبط است.

ثبت سفارش و تخصیص ارز؛ وقتی تأخیر به هزینه تبدیل می‌شود

در بخش دوم این گزارش، باید از خود فرآیند اداری فاصله گرفت و به اثری نگاه کرد که ثبت سفارش و تخصیص ارز بر اقتصاد واقعی یک شرکت واردکننده می‌گذارد. در صنعت آرایشی و بهداشتی، فاصله میان «خرید خارجی» و «فروش داخلی» می‌تواند مجموعه‌ای از هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند که در نگاه نخست در صورت‌حساب واردات دیده نمی‌شوند. واردکننده ممکن است کالایی را با قیمت مشخصی از تولیدکننده خارجی خریداری کند، اما در فاصله‌ای که کالا در انتظار تأمین ارز، حمل، ترخیص یا ورود به شبکه فروش است، ارزش اقتصادی همان محموله می‌تواند تغییر کند.

اگر نرخ ارز در این فاصله تغییر کند، اگر هزینه حمل افزایش پیدا کند، اگر تولیدکننده خارجی قیمت جدیدی اعلام کند یا اگر یک محصول فصلی دیر به بازار برسد، حاشیه سود مورد انتظار واردکننده نیز تغییر خواهد کرد. به همین دلیل، زمان در تجارت خارجی یک متغیر مالی است و هرچه عدم‌قطعیت آن بیشتر باشد، هزینه واقعی کسب‌وکار افزایش می‌یابد.

سرمایه در گردش؛ هزینه‌ای که کمتر دیده می‌شود

یکی از نخستین پیامدهای پیچیده شدن فرآیند واردات، افزایش نیاز به سرمایه در گردش است. شرکتی که برای خرید کالا، حمل بین‌المللی، بیمه، انبار و سایر هزینه‌ها منابع خود را اختصاص می‌دهد، عملاً بخشی از سرمایه‌اش را تا زمان ورود کالا به چرخه فروش درگیر می‌کند.

اگر این دوره طولانی شود، همان مقدار سرمایه باید مدت بیشتری درگیر باقی بماند. در نتیجه، شرکت یا باید منابع بیشتری داشته باشد یا از منابع بانکی و اعتباری استفاده کند. هر دو حالت هزینه مالی ایجاد می‌کنند.

در بازار محصولات آرایشی، مسئله مهم‌تر است؛ زیرا بسیاری از کالاها به‌شدت وابسته به زمان هستند. محصولی که قرار بوده در آغاز فصل یا همزمان با یک کمپین تبلیغاتی وارد شود، اگر چند ماه دیر برسد، ممکن است بخشی از تقاضای برنامه‌ریزی‌شده خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی، حتی اگر کالا با موفقیت وارد کشور شود، بازده اقتصادی آن می‌تواند با برآورد اولیه فاصله زیادی داشته باشد.

موجودی بیشتر همیشه به معنای وضعیت بهتر نیست

IQC محصولات آرایشی وارداتی: طراحی فرآیند کنترل کیفیت ورودی از تحویل محموله تا پذیرش نهایی
IQC محصولات آرایشی وارداتی: طراحی فرآیند کنترل کیفیت ورودی از تحویل محموله تا پذیرش نهایی

یکی از واکنش‌های طبیعی شرکت‌ها به عدم قطعیت، افزایش موجودی است. واردکننده‌ای که نمی‌داند تأمین ارز و واردات محموله بعدی چقدر زمان می‌برد، ممکن است برای جلوگیری از کمبود کالا، حجم بیشتری سفارش دهد.

اما موجودی بیشتر به معنای سرمایه بیشتر درگیرشده است. علاوه بر این، در صنعت زیبایی خطر تغییر ذائقه مشتری و کوتاه شدن چرخه عمر برخی محصولات وجود دارد. اگر شرکت بخشی از سرمایه خود را در محصولی نگه دارد که تقاضای آن کاهش پیدا کرده، مشکل به‌جای کمبود موجودی، به مازاد موجودی تبدیل می‌شود.

در نتیجه، سیاست ارزی و زمان‌بندی واردات می‌توانند حتی بر تصمیمی مانند «چه مقدار کالا سفارش دهیم؟» اثر بگذارند.

قیمت مصرف‌کننده از کجا تحت فشار قرار می‌گیرد؟

وقتی هزینه‌های واردات افزایش پیدا می‌کند، سه حالت کلی وجود دارد. شرکت ممکن است بخشی از هزینه را از سود خود کم کند، تمام یا بخشی از آن را به قیمت نهایی منتقل کند یا با تغییر ترکیب محصول و کانال فروش، فشار هزینه را جذب کند.

در بازار رقابتی، هیچ‌کدام از این سه مسیر ساده نیست. اگر واردکننده تمام افزایش هزینه را به مصرف‌کننده منتقل کند، احتمال کاهش تقاضا وجود دارد. اگر آن را از سود خود پرداخت کند، توان توسعه کسب‌وکار کاهش می‌یابد. اگر کیفیت یا سبد محصول را تغییر دهد، ممکن است با مسئله دیگری در رابطه با برند مواجه شود.

به همین علت، ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در تأمین ارز می‌تواند اثر مستقیمی بر ثبات قیمت در بازار داشته باشد، حتی اگر خود ارز تنها یکی از اجزای قیمت تمام‌شده باشد.

یک نکته مهم درباره کالاهای آرایشی: قیمت تنها تابع ارز نیست

نباید همه افزایش قیمت محصولات آرایشی را مستقیماً به نرخ ارز نسبت داد. قیمت نهایی محصول تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل قرار دارد: قیمت خرید خارجی، هزینه حمل، بیمه، هزینه‌های بانکی، تعرفه و حقوق ورودی، مالیات، انبارداری، هزینه توزیع، هزینه بازاریابی و در برخی موارد هزینه‌های مرتبط با مجوزها و کنترل‌های نظارتی.

اما ارز معمولاً یکی از متغیرهای مهم است، زیرا بخش قابل‌توجهی از زنجیره تأمین این صنعت به خارج از کشور متصل است. بنابراین هر اختلال در تأمین مالی واردات می‌تواند یکی از حلقه‌های تعیین‌کننده قیمت نهایی را تحت فشار قرار دهد.

تجارت رسمی چرا به فرآیند قابل پیش‌بینی نیاز دارد؟

هدف تجارت رسمی تنها ورود کالا نیست. فعال اقتصادی باید بتواند بر اساس یک چارچوب نسبتاً مشخص، برای قرارداد خارجی، پرداخت، حمل، انبارش و فروش برنامه‌ریزی کند.

اگر یک شرکت نداند درخواست ارزی آن در چه بازه‌ای تعیین تکلیف می‌شود، برنامه‌ریزی قراردادی نیز دشوار می‌شود. تأمین‌کننده خارجی ممکن است انتظار پرداخت در زمان معینی داشته باشد و تأخیر در پرداخت می‌تواند شرایط همکاری را تغییر دهد.

از همین رو، یک نظام کارآمد تجارت خارجی باید علاوه بر کنترل منابع، سطحی از پیش‌بینی‌پذیری برای فعال اقتصادی ایجاد کند.

آیا واردات بدون انتقال ارز می‌تواند یک راه‌حل باشد؟

واردات بدون انتقال ارز در برخی چارچوب‌های مشخص قانونی می‌تواند برای بخشی از فعالان اقتصادی یک مسیر جایگزین باشد، اما این مسیر را نباید با یک راهکار عمومی و بدون محدودیت یکی دانست. قواعد این رویه تابع تصمیمات سیاست‌گذار و فهرست‌های اعلامی است و در سال ۱۴۰۵ نیز اسناد و فهرست‌های مرتبط با آن منتشر شده است. (iranimpex.com)

بنابراین در تحلیل سیاست واردات باید میان «وجود یک مسیر جایگزین» و «دسترسی عملی همه واردکنندگان به آن» تفاوت گذاشت. مهم‌تر از نام یک روش، شرایط استفاده، دامنه کالاها، مدارک مورد نیاز و نحوه اجرای آن است.

نقش سیاست‌گذار؛ تعادل میان کنترل ارز و تسهیل تجارت

دولت و بانک مرکزی با منابع ارزی محدود، طبیعی است که بخواهند ورود ارز به کالاها و بخش‌های اولویت‌دار را مدیریت کنند. از سوی دیگر، هرچه فرآیند تخصیص پیچیده‌تر یا کندتر شود، هزینه بیشتری بر فعال اقتصادی تحمیل می‌شود.

این دو هدف لزوماً متضاد نیستند. مسئله اصلی طراحی یک فرآیند است که بتواند کنترل منابع را با پیش‌بینی‌پذیری و سرعت اجرایی ترکیب کند.

شفاف بودن معیارهای اولویت‌بندی، مشخص بودن مراحل درخواست، امکان مشاهده وضعیت پرونده و کاهش ورود مکرر اطلاعات میان سامانه‌ها می‌تواند بخشی از این شکاف را کاهش دهد.

داده‌های تجاری؛ حلقه گمشده در تصمیم‌گیری

هرچه داده‌های بیشتری از ثبت سفارش تا تخصیص ارز و ترخیص در اختیار سیاست‌گذار و فعال اقتصادی قرار گیرد، امکان مدیریت بهتر سیستم افزایش می‌یابد.

برای مثال، اگر داده‌ها نشان دهند که بیشترین تأخیر در کدام مرحله رخ می‌دهد، می‌توان همان مرحله را اصلاح کرد. همچنین اگر مشخص شود گروه خاصی از کالاها بارها به دلیل یک خطای مشابه با تأخیر مواجه می‌شوند، می‌توان فرآیند را از پایه تغییر داد.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که تصمیم‌ها بر اساس برداشت‌های کلی گرفته شوند، نه داده‌های واقعی عملکردی.

صنعت آرایشی به یک سیستم سریع‌تر نیاز دارد

محصولات آرایشی و بهداشتی از نظر ماهیت بازار با بسیاری از کالاهای سرمایه‌ای تفاوت دارند. چرخه نوآوری در این صنعت سریع است، برندها دائماً SKUهای جدید معرفی می‌کنند و تقاضا به‌شدت تحت تأثیر مد، شبکه‌های اجتماعی و تغییر رفتار مصرف‌کننده قرار دارد.

به همین دلیل، تأخیرهای طولانی در واردات می‌تواند رقابت‌پذیری شرکت‌ها را کاهش دهد. اگر یک برند خارجی محصول جدیدی عرضه کند و واردکننده نتواند در زمان مناسب آن را وارد بازار کند، فرصت تجاری ممکن است قبل از رسیدن کالا از بین برود.

این مسئله به‌خصوص در عطر، محصولات ترندشده، مراقبت از پوست و محصولات فصلی اهمیت دارد.

از ثبت سفارش تا ترخیص؛ یک پرونده، چند نقطه تصمیم

یکی از مشکلات ساختاری تجارت این است که فعال اقتصادی معمولاً با چندین نقطه تصمیم مواجه است. اطلاعات باید در مراحل مختلف با یکدیگر سازگار باشند و تغییر یک پارامتر می‌تواند روی مراحل بعدی اثر بگذارد.

اگر سیستم‌های اطلاعاتی نتوانند داده را به‌درستی منتقل کنند، بخشی از زمان صرف اصلاح اطلاعات و تطبیق اسناد می‌شود؛ زمانی که از نگاه شرکت هیچ ارزش افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند.

به همین دلیل، دیجیتالی شدن صرفاً به معنی «سامانه داشتن» نیست. دیجیتالی شدن واقعی زمانی رخ می‌دهد که سامانه‌ها با یکدیگر ارتباط داشته باشند و اطلاعات یک‌بار ثبت و در مراحل بعدی قابل استفاده باشد.

راهکار چیست؟

راه‌حل کوتاه‌مدت را باید در سه محور دید: شفافیت، پیش‌بینی‌پذیری و کاهش اصطکاک اداری.

فعال اقتصادی باید بتواند بداند پرونده در چه مرحله‌ای قرار دارد، چه اقدامی باید انجام دهد و چه چیزی باعث توقف آن شده است. هم‌زمان، سیاست‌گذار نیز باید بتواند پرونده‌های کم‌ریسک و پرریسک را از هم تفکیک کند تا همه فعالان اقتصادی با یک سطح از کنترل مواجه نباشند.

در بلندمدت، توسعه یک زنجیره دیجیتال و یکپارچه میان تجارت، ارز و گمرک می‌تواند هزینه‌های پنهان را کاهش دهد. سامانه جامع تجارت نیز در همین مسیر اهمیت پیدا می‌کند، زیرا هدف چنین زیرساختی در نهایت باید کاهش موازی‌کاری و ایجاد جریان داده منسجم در فرآیند واردات باشد. (ntsw.ir)

آینده تجارت رسمی در صنعت آرایشی

اگر سیاست ارزی و فرآیند واردات بتواند به سمت ثبات و پیش‌بینی‌پذیری حرکت کند، اثر آن فقط در عملکرد واردکننده دیده نخواهد شد. موجودی فروشگاه‌ها، دسترسی مصرف‌کننده، برنامه عرضه برندها و حتی امکان سرمایه‌گذاری جدید در صنعت نیز از آن منتفع خواهند شد.

در مقابل، اگر فرآیندها دائماً تغییر کنند و زمان تأمین ارز و واردات غیرقابل پیش‌بینی باقی بماند، شرکت‌ها ناچار می‌شوند بخشی از منابع خود را صرف پوشش ریسک کنند. این منابع می‌توانست صرف توسعه برند، فناوری، بازاریابی، تحقیق و توسعه یا ایجاد اشتغال شود.

به همین دلیل، بحث ثبت سفارش و تخصیص ارز در نهایت بحثی درباره «سرعت واردات» نیست؛ بحثی درباره هزینه سرمایه، رقابت‌پذیری، قیمت مصرف‌کننده و امنیت عرضه است.

جمع‌بندی

ثبت سفارش و تخصیص ارز دو مرحله اداری ساده در زنجیره واردات نیستند؛ آن‌ها بخشی از زیرساخت اقتصادی تجارت رسمی محسوب می‌شوند. هر تغییر در سرعت، شفافیت یا پیش‌بینی‌پذیری این فرآیند می‌تواند از تراز مالی یک واردکننده تا قیمت کالای موجود در قفسه فروشگاه را تحت تأثیر قرار دهد. در سال ۱۴۰۵ نیز تغییر مسیرهای تأمین ارز و ابلاغ دستورالعمل‌های جدید نشان می‌دهد که این حوزه همچنان در حال بازتنظیم است.

ثبت سفارش و تخصیص ارز چه ارتباطی با قیمت محصولات آرایشی دارد؟

ثبت سفارش و تخصیص ارز می‌توانند بر زمان واردات، سرمایه در گردش، هزینه‌های مالی و در نهایت قیمت تمام‌شده محصولات آرایشی اثر بگذارند. البته قیمت نهایی فقط به ارز وابسته نیست و عوامل دیگری مانند حمل، تعرفه، مالیات، انبارداری و توزیع نیز مؤثر هستند.

چرا تأخیر در تخصیص ارز برای واردکنندگان مشکل‌ساز است؟

تأخیر می‌تواند باعث افزایش خواب سرمایه، تغییر قیمت تأمین‌کننده خارجی، افزایش هزینه حمل و از دست رفتن فرصت فروش شود و در برخی موارد نیز کمبود کالا در بازار ایجاد کند.

آیا واردات بدون انتقال ارز برای همه محصولات آرایشی قابل استفاده است؟

خیر. امکان استفاده از این رویه به مقررات، فهرست کالاهای مشمول و شرایطی که از سوی مراجع ذی‌ربط اعلام می‌شود بستگی دارد و باید بر اساس آخرین مقررات بررسی شود.

آیا افزایش موجودی انبار می‌تواند مشکل تخصیص ارز را حل کند؟

افزایش موجودی می‌تواند تا حدی ریسک کمبود کالا را کاهش دهد، اما سرمایه بیشتری را درگیر می‌کند و در محصولاتی که چرخه تقاضای کوتاه دارند، خطر ایجاد موجودی مازاد را نیز بالا می‌برد.

چرا پیش‌بینی‌پذیری فرآیند واردات مهم‌تر از سرعت صرف است؟

زیرا شرکت بر اساس زمان‌بندی قابل پیش‌بینی می‌تواند خرید خارجی، تأمین مالی، حمل، موجودی و فروش را برنامه‌ریزی کند. حتی یک فرآیند نسبتاً طولانی اما قابل پیش‌بینی، از یک فرآیند کوتاه اما نامطمئن برای کسب‌وکار مناسب‌تر است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *